بازیگریهای خیال در فلسفه کانت توسط نگاه معاصر منتشر شد.
- ۰ نظر
- ۱۴ دی ۰۲ ، ۲۱:۴۷
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث ارائه شده در جلسه 14 اسفند 1400، گروه معرفتشناسی مجمع عالی حکمت اسلامی
هایدگر میگوید: «هر کس قوه خیال را از بافت درخور توجه مسأله نقد [عقل محض] کنار نهد (همچنانکه خود کانت، بدین کار تمایل داشت)، کانت را از شکافی که هر فلسفه نابی همواره باید بر لبههای آن حرکت کند، دور کرده است.»
در میان نامداران قرن بیستم هایدگر از معدود کسانی است که با بزنگاههای فلسفی آشناست و بیواهمه بر آنها انگشت مینهد و در آنها غور میکند. جسارت وی در پرداختن به پرسش هستی نمونهی بارز این امر است. چنانکه از سخن منقول وی پیداست، در موضوع ما یعنی خیال نیز وی به خوبی به اهمیت آن واقف است و همین وقوف به وی جسارت میبخشد که به فیلسوفی مثل کانت تعریض بزند که با ویراست دوم نقد اول، گویا از فلسفهی ناب فاصله گرفته است. براستی وجه اهمیت خیال چیست؟
مقالهای از نگارنده با عنوان بالا در دوفصلنامه علمی و پژوهشی «هستی و شناخت» (جلد 1، شماره 2، پاییز و زمستان 1393، دانشگاه مفید) منتشر شده است که در آن، نخست جهت روشننمایی تأثیرگذاران بر کانت، به پیشینه بحث خیال پرداخته شده است و پس از آن توضیحی در باب ابژکتیویته داده شده و سپس به بحث از خیال در نقد عقل محض پرداخته شده است.
قوه خیال در نظام شناختی کانت دارای جایگاهی منحصر به فرد است. این نقش به مراتب، فعالانهتر از جایگاه خیال در نظامهای فلسفی پیش از کانت است. خیال از سویی در بحث مهم و پیچیده استنتاج استعلائی مقولات فاهمه، فعال است و از سوی دیگر در بحث شاکلهسازی این مقولات. اینها هر دو در فرایند «ابژکتیو»شدن شناخت حائز اهمیتند. به علاوه صور پیشین مکان و زمان، مولود فعالیت این قوهاند. همه این امور نشانگر برجستگی خیال در معرفتشناسی این فیلسوفاند؛ امری که در اخلاف بلافصل وی به وضوح اثر آن آشکار شد.
متن مقاله در ادامه در دسترس است. ضمناً فایل پی دی اف منطبق بر صفحات چاپی مجله، در سایت دانشگاه مفید (لینک) و نیز در پرتال جامع علوم انسانی (لینک) موجود است.
شاکله سازی قوة خیال یکی از مباحث نقد عقل محض کانت است که اهمّیت آن مورد مناقشة شارحان قرار گرفته است؛ برخی آن را بحثی تصنّعی پنداشتهاند و برخی ضروری. سخن نگارنده در این مقال، ضرورت این بحث برای نقد اول کانت است. البته شاکلهها چنانکه کانت میپنداشت، منحصراً زمانی نیستند بلکه «مکان» نیز حداقل در بعضی از شاکلهها دخیل است. کانت به واسطه شاکلهها از سویی، کارکرد «ابژکتیو» مقولات محض فاهمه را در شناخت نظری ما تبیین میکند و بدینوسیله خود را از شک هیومی میرهاند؛ و از سوی دیگر، شناخت سنّتی مابعدالطبیعه را به چالش میکشاند. از نظر وی، نهایت شناخت نظری ما مجموع اعیان زمانی-مکانی از مجرای خیال است و فراروی از این محدوده نارواست.
مطالب بالا چکیده مقالهای به قلم نگارنده این سطور است که در فصلنامه علمی و پژوهشی آینه معرفت (دانشگاه شهید بهشتی)، زمستان 92 شماره 37 منتشر شده (لینک دانلود نسخه Pdf از سایت دانشگاه) و متن کامل آن در ادامه مطلب آمده است.