عنوان بالا مربوط به نقدی است که بر ترجمه کتاب هگل و پدیدارشناسی روح در فصلنامه مترجم نوشته ام و در شماره 69 مجله مذکور چاپ شده است (لینک).
- ۰ نظر
- ۱۸ بهمن ۹۸ ، ۱۴:۰۷
عنوان بالا مربوط به نقدی است که بر ترجمه کتاب هگل و پدیدارشناسی روح در فصلنامه مترجم نوشته ام و در شماره 69 مجله مذکور چاپ شده است (لینک).
[تکملهای برای مقاله اثبات خدا و امکان مابعدالطبیعه با توجه به نقدهای کانت]
(بحث ارائه شده توسط اینجانب عقیل فولادی، در گروه فلسفه غرب مجمع عالی حکمت اسلامی. 30 آذر 1398.)
پیشنهاد دبیر محترم گروه، آقای دکتر حسن عبدی، این بود که راجع به تفسیرهای کانت سخن به میان آید. هرچند شاید عنوان بالا [یعنی «اثبات خدا: چالش کانت یا مغلطه مابعدالطبیعهدانان؟»] گویای چنین چیزی نباشد، جرقه اولیه بحث را یکی از مفسران شناخته کانت یعنی آلن وود در ذهن نگارنده/گوینده پدید آورده است. پس بحث کنونی ما بیربط با پیشنهاد ایشان نیست هرچند شاید آنچه مطلوب بوده هم نباشد. البته بدین لحاظ قبل از ورود به بحث اصلی مایلم اندکی راجع به تفسیرهای کانت به طور کلی سخن بگویم.
کتاب «فلسفه تحلیلی» که ترجمه مدخل انگلیسی Analytic philosophy (اثر اوروم استرول و کیت دانلن) از دائره المعارف بریتانیکاست توسط نشر نگاه معاصر منتشر شد.
نویسندگان در این نوشته کوتاه، نخست به چیستی فلسفه تحلیلی و پیوند آن با تجربهگرایی پرداختهاند و سپس به نقش منطق جدید در فلسفه تحلیلی.
ادامه بحث، تاریخچه فلسفه تحلیلی و کارهای جورج ادوارد مور و برتراند راسل و نظریه های اتمیسم منطقی و پوزیتیویسم منطقی و کارهای ویتگنشتاین است که به همین مناسبت بحثهای زبان و پیروی از قاعده و رابطه رویدادهای ذهنی و فیزیکی و کارکرد درمانگرانه فلسفه به میان میآیند.
در ادامه مقال، سخن از گرایشهای متأخر در انگلستان و ایالات متحده است: ویتگنشتاینیها، فلسفه زبان روزمره، کواین.
سرانجام، از وضعیت امروزین فلسفه تحلیلی سخن به میان میآید: نظریه ارجاع، نظریه ذهن (نظریه اینهمانی، کارکردگرایی، مادهگرایی حذفگرایانه).
اگر کسی خواستار گزارشی مختصر و آسانفهم از فلسفه تحلیلی و تغییر و تحولهای آن، از بدو پیدایش تاکنون، است، این کتاب، منبعی مفید است.
انسانشناسی از دیدگاه عملی، نوشته ایمانوئل کانت (1804-1724) فیلسوف بزرگ عصر روشنگری است که حدوداً 25 سال مطالب آن را تدریس کرده و پس از بازنشستگی به ناشر سپرده است. این درسها برخلاف درسهای معمول دانشگاهی نه تنها خشک و بیروح نبودهاند بلکه چندان جذابیت و طراوت داشتهاند که با اینکه جزء درسهای رسمی دانشگاه نبودهاند و مستمعان برای شرکت در آنها باید هزینهای را پرداخت میکردهاند، همواره از کلاسهای پرمخاطب کانت بودهاند.
این کتاب شامل دو بخش است که بخش نخست شامل سه کتاب است. برخی از مطالب کتاب اول، چنین است: حس درونی، حواس بیرونی، تصورهای ناآگاهانه انسان، ضعفها و بیماریهای روانی، نبوغ، نارساییهای روانی شناخت، و ... (قوه شناخت)؛ در کتاب دوم به مباحثی مثل جامعهپذیری، آداب معاشرت، مد، تجملگرایی و سایر امور مربوط به ذوق پرداخته میشود (احساس لذت و الم)؛ کتاب سوم حاوی مباحثی است مثل کارکرد عواطف، هیجانها، بررسی خیر مادی انسان و به طور کلی مباحث مربوط به زمینه روانشناختی فلسفه اخلاق (قوه میل).
بحث محوری بخش دوم کتاب، شخصیت است و بدین منظور کانت نه تنها از شخصیت انسانهای فردی (شامل مباحثی مثل مزاجهای چهارگانه، قیافهشناسی) بحث میکند بلکه به مشخصه جنسها [زن و مرد] و مشخصه اقوام یا ملل گوناگون و مشخصه نژادها و مشخصه نوع انسان نیز میپردازد؛ اموری که به غایت واپسین آدمیان مربوط میشوند و به مباحث فلسفه تاریخ و الهیات.
باری، مقصود این درسگفتارها، بهبود اخلاقی و فرهنگی دانشجویان بوده است
مقالهای از اینجانب با عنوان بالا در دو فصلنامه علمی و پژوهشی «هستی و شناخت» دانشگاه مفید (دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 6، پاییز و زمستان 1395) منتشر شده که در آن سخنان کانت درباره ادله اثبات خدا توسط عقل نظری را بررسی نمودهام. چکیده آن چنین است:
براهین اثبات خدا در دوره جدید اندیشه فلسفی غرب با چالشهایی روبرو شده است. نظاممندترین یورش نظری بر این براهین، توسط ایمانوئل کانت، در نیمه دوم قرن هجدهم میلادی صورت گرفت که عقل نظری از اثبات یا انکار خدا ناتوان دانسته شد؛ هر چند در وادی عقل عملی، نظام اخلاقی، نیازمند بدان دانسته شد و در این حوزه به نحوی خاص سخن از اثبات خدا به میان آمد. هدف این مقال، اثبات خدا در عقل نظری و پاسخ به ایرادهای کانت در این زمینه است. روشن است که با اثبات خدا توسط عقل نظری امکان مابعدالطبیعه، دست کم به نحو حداقلی، اثبات میشود. تعارضات عقل محض، برهان وجوب و امکان، برهان هستیشناختی، محمول واقعی بودن یا نبودن وجود، ارتباط منطق ارسطویی و واقعیت (نیز فلسفه اسلامی و واقعیت) برخی از مباحث مطرح شده در این مقال در راستای دستیابی به هدف مذکور است. هر چند باید پذیرفت که عقل نباید در ورای تجربه چندان در مفاهیم غور کند که به تعارضات گرفتار شود، سخن کانت مبنی بر سیستماتیک بودن نادرستی هر گونه فراروی از تجربه، ناموجه مینماید.
متن مقاله در ادامه در دسترس است. ضمناً فایل پی دی اف منطبق بر صفحات چاپی مجله، در سایت دانشگاه مفید (لینک) و نیز در پرتال جامع علوم انسانی (لینک) موجود است.
سخنان سه تن از کانتشناسان معروف درباره کتاب
«مرورهای حقیقتاً به روز در باب فلسفة نقدی کانت، کمیاباند. مطالعة جدید و استثنایی آلن وود، هم تفسیر فلسفی چشمیگری از کانت برای متخصصان است هم راهنمایی بسیار روشن و سودمند برای دانشجویان.»
کارل امریکس، دانشگاه نوتردام
«کانتِ آلن وود، روشن نوشته شده است، و کتابی آسانفهم برای خوانندة آزاد است بیآنکه در تشریح آموزههای پیچیدة فلسفی، دقت را فدا کند. این کتاب، همة جنبههای اندیشة کانت را پوشش میدهد و آنها را تا جاییکه محدودیتهای کتابی نسبتاً کوچک میسر میسازد، با موضوعها و نگرانیهای معاصر مرتبط میکند.»
بئاتریس لونگینس، دانشگاه نیویورک
«آلن وود، با اینکه متین و دقیق مینویسد، روایتهای موجز و پرمحتوایی را در باب نظریة شناخت و نقد مابعدالطبیعة سنتی کانت، و در باب فلسفة اخلاقی و سیاسی وی فراهم میکند. همچنین وی تصویری متمایز از وجه تاریخی اندیشة کانت را ترسیم میکند: حساسیت وی به تاریخ فلسفه، البته حتی مهمتر، تشخیص وی که خود نوع بشر یک تاریخ دارد، و اینکه اهداف اخلاقی وی باید از مجرای راههای تاریخ و در مرزهای تاریخ به دست آید.»
پل گایر، دانشگاه پنسیلوانیا
تصویر فهرست مطالب کتاب را میتوانید در ادامه مطلب مشاهده فرمایید:
کتاب «زیبایی شناسی و غایت شناسی در نظام استعلایی کانت» نوشته عقیل فولادی توسط پژوهشکده باقرالعوم(ع)، در 135 صفحه منتشر شد. کتاب مذکور در پی روشن سازی مباحث «نقد قوه حکم» کانت و بررسی نحوه ارتباط آن با معرفت شناسی (نقد اول کانت) و اخلاق (نقد دوم کانت) کانت است.